دلـم ز خستـگی ٬ کـنـج سایـه می میـرد...
کسی ز حــال بــدم خبــر نمی گیرد...
بـبـین چگونـه آسمان قلبـم ابریست...
کــه یک قــدم مـانـده به آفـتاب می میرد...
خیـــلی وقـتـه دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نـزده
خیلی وقـتــه ابـری پـرپـر نشده
دل آسـمـون سـبـک تــر نـشـده
مــه ســرد رو تــن پـنـجـره ها
مثـل بغـض تـووی سیـنـه مـنـه
ابــر چـشمام پر اشک ای خـدا
وقـتـشـه دوبـاره بـارون بـزنـه
خیـلی وقـته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
کــوه غـصه از دلـم رفـتـنــی نـیـســت
حــرف عشق تـو رو من بـا کــی بـگـم
هـمه حـرفـا کــه آخــه گـفتـنـی نـیست
خیـلی وقـته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده


